خرید بک لینک

روز آینده تولدشه...ار سال ناخواسته 1روز دیر تر تولدشو بهش تبریک گفتم خیلی از کارم پشیمون شدم و خودمو سرزنش کردم همش دلم میخواست امسال واسش جبران کنم و از دلش در بیارم همش دوست داشتم همچین روزی برم خواستگاریش ولی دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم شاید فقط بتونم واسه سلامتی موفقیتش دعا کنم واسه خوشبختیش....

بهم دیگه قول داده بودیم که تو هر شرایطی باهم باشیم هم دیگرو تنها نزاریم تا پای جون ولی خب سر قولش نموند دوباره....ازش قول گرفته بودم که فقط نخواد تو خوشیا و اسونیا باهم باشیم بهش گفته بودم روزای سختی داریم خواستم تو مشکلات کنارش باشم اصلا عشق یعنی همین ولی نخواست نمیدونم شاید اون خواسته و خدا نخواسته ...

تولدتــ مبارکــ ...

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی