خرید بک لینک

سلام غزال خوبی؟میدونی غزال از وقتی رفتی خیلی تنها شدم خیلی زیاد همیشه من بودم و تو خدا حالا که تو

رفتی فقط میتونم دردو دلام رو به خدا بگم خیلی وقتی سعی میکنم همچی رو فراموش کنم که اصلا عشقی

وجود داره دوست داشتنی وجود داره با دوستام بازی میکنم شوخی خنده میکنم تا همچی یادم بره ولی اونا

نمیتونن تورو از یادم ببرن چجوری اخه میتونن کسی که زندگی و ایندم و باهاش ساختم کسی که تمام زندگی من

بود و از یادم ببرن غزال چرا تنهام گذاشتی چرا نخواستی ما دیگه باهم نباشیم مگه تو بهم قول نداده بودی؟مگه

همیشه نمیگفتی تا اخر عمرم باهاتم پس چرا حاظر شدی باهام این کارو بکنی؟ وقتی اون موقع با بابات صحبت

میکردم گریه میکردم ولی حتی یذره هم دل و دستم نمیلرزید چون میدونستم تو همیشه باهامی تو که باهام

باشی کسی نمیتونه تورو ازم بگیره .بهت میگفتم مال منی کسی نمیتونه تورو ازم بگیره چون فکرشم نمیکردم یروز

خودت بخوای خودتو ازم بگیری همیشه وقتی به تو و خاطراتمون فکر میکنم باورم نمیشه که تنهام گذاشته باش

چه حرفایی که بهم میزدیم چه فکرایی که واسه ایندمون کرده بودیم و کلی چیزای دیگه که فقط یه لبخند تلخ رو

بیادگار گذاشته واسم.چجوری میتونم تویی که دلیل زندگیم شده بودی رو فراموش کنم همیشه آخرش به این فکر

میکنم که تو چون مریض بودی نخواستی دیگه باهام باشی آخه بی انصاف اگه اینجوری باشهپیشه خودت نگفتی

با این کارم معین رو بیشتر از خودم مریض میکنم فکر کردی معنی عشق یعنی این؟روز اولی که بهت گفتم دوست

دارم ازت پرسیدم خوشگلی یا زشت؟ازت پرسیدم سالمی یا مریض؟یا هر چیز دیگه؟گفتم دوست دارم چون دوسم

داشتی گفتم باهام باش و ازت 3چیز خواستم.بهم دروغ نگی هیچ وقت.بهم خیانت نکنی هیچ وقت .تو هر

شرایطی کنارم باشی .عاشقت شدم چون بخاطر من هر کاری میکردی بهت میگفتم حجابتو بیشتر رعایت کن

میگفتی چشم میگفتم نمازاتو خوندی میگفتی بله هیچ وقت ازم نمیپرسیدی چرا چون بهم اعتماد داشتی یادته

بخاطر من استقلالی شدی؟من بخاطر خوشکلی و سالم بودن و ظاهر عاشقت نشدم من بخاطر خودت بخاطر

باطنی که داشتی عاشقت شدم فقط رفتناتو دوست نداشتم اخرشم رفتی.بی انصاف بهت گفتم حداقل فقط از

حال و روزت خبرم کن تو چه میفهمی من همراه مریضی تو دارم میسوزم بی خبری از حالت بیشتر عذابم میده .

فکر کردی خیلی راحته وقتی آدم بدونه کسه که همه وجودش بود الان مریض و اونوقت ازش هیچ خبری نداشته

باشم؟این بیشتر از همه چیز عذابم میده .ساده نیست غزال کسی که زندگیت بوده مریض باشه و تو ازش خبر

نداشته باشی و از حالش خبر نداشته باشی دوست داشتم کنارت باشم تو این شرایط اینجوری رو بیشتر دوست

داشتم خیلی بیشتر ببخشید منم مثل تو دیگه طاقت نیاوردم غیر خودت کسی رو نداشتم باهاش دردو دل کنم

کاش هیچوقت تنهام نمیزاشتی .باشه اشکال نداره جوابمو نده فقط همیشه مواظب خودت باش فقط میتونم به خدا بگم مواظبت باشه .

تو مرا یاد کنی یا نکنی من بیادت هستم آرزویم همه سرسبزی توست

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی